مرتضى راوندى

94

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ما الهام گرفته‌اند . بطور كلى ، ساختن مسجدها ، آب انبارها ، راهها ، كاروانسراها ، پلها ، خيابانها و شهرهاى جديد كه به همّت و ارادهء شاه عبّاس آغاز شده بود ، در دورهء صفويّه ادامه يافت و از آن جمله آثار بديع هنرى ، اكنون مسجد شيخ لطف اللّه و مسجد شاه چون دو گوهر تابناك زينت‌افزاى شهر تاريخى اصفهان است . » « 1 » بىتوجهى به حقوق بشر و اعمال ددمنشانه در اين دوره در دورهء صفويه ، اعمال ناروا و نامعقول و ددمنشانه ، مكرر از طرف سلاطين ، امرا و رجال و شخصيتهاى مملكتى و گاه از ناحيهء مردم عادى به وقوع مىپيوست : چنان كه خواجه جلال الدين خواندمير وزير شاه اسمعيل چون مورد بيمهرى تهماسب قرار گرفت در آتش سوخته شد . در تذكرهء شاه تهماسب از اين عمل وحشيانه چنين ياد شده است : « . . . و خواجه جلال الدين محمّد بنابر بعضى قبايح كه از او صادر شده بود مواخذ گشت و آخر سوختندش . . . » ، اندكى بعد يعنى در سال 932 ه جماعت شاملو كه مواجبشان نرسيده بود به خانه خواجه حبيب اللّه از وزيران و سرداران تهماسب ، كه مردى نيكونهاد بود ، ريختند و او و پسر و صد تن از اتباعش را پاره‌پاره كردند ، چون سگانى گرسنه كه بر سر مردارها رفتند . . . « 2 » « خونريزيهاى شاه اسمعيل ثانى چندان بود كه بيگمان نشان از جنون خاص او درين راه مىدهد و چنان در تاريخ مشهور است كه حاجت به بازگفتن ندارد . شاه عبّاس اوّل گل سرسبد خاندان صفوى به قتل پسر ارشدش و به كور كردن دو پسر ديگرش اقدام نمود ؛ در عهد آن پادشاه نامور گاه به رفتارهاى عجيب با خلق خدا برمىخوريم ، از جمله جوشانيدن آدميزادگان ، در روغن گداخته يا پوشانيدن قباى باروتى بر تن محكومان بدبخت و آتش زدن آنها و يا شكم دريدن ، زنده پوست كندن ، دست و پا بريدن ، ميل در چشم كشيدن ، گوش و بينى بريدن ، سرب گداخته در گلو ريختن ، زبان بريدن ، به سيخ كشيدن ، پوست آدمى به كاه انباشتن ، از دروازه‌ها واژگونه آويختن ، در پوست گاو كشيدن ، در گچ گرفتن و اين گونه كارهاى نابهنجار . » « 3 » اين گونه مظالم و بيدادگريها ، روح آزادمردان آن روزگار را آزرده مىساخت و چه

--> ( 1 ) . دكتر ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، جلد پنجم ، بخش يكم ، ص 73 به بعد . ( 2 ) . دكتر ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، جلد پنجم ، بخش يكم ، ص 102 به بعد . ( 3 ) . همان كتاب ص 103 .